الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

580

الغدير ( فارسى )

وجه است : معتق [ آزادكننده ] ، معتق [ آزاد كرده شده ] ، ولىّ ، سزاوارتر به چيزى ، پسر عمو ، داماد ، همسايه و هم‌پيمان . « 1 » سخن رازى در مفاد حديث غدير رازى آمده و شبهه‌هايى را از روى شك و ترديد كه حتى از اظهار آنها عاجز و ناتوان است ، مطرح مىكند و با از شاخه‌اى به شاخهء ديگر پريدن مىخواهد آنها را به صورت پسنديده و در كسوت زيبا نشان دهد . نامبرده بعد از نقل معنى مولى به « اولى » از جماعتى ، چنين مىگويد : خداى تعالى فرمود : . . مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ . « 2 » در لفظ مولى اينجا اقوالى است . يكى از آن اقوال از ابن عباس است كه گفت : مولاكم ، يعنى بازگشت شما ، و تحقيق اين معنى اين است كه مولى در موضع ولىّ است به معناى قرب و نزديكى . بنابراين ، معنى چنين مىشود : همانا آتش جايگاه شماست ، جايگاهى كه بدان نزديك مىشويد و به آن مىرسيد . معنى دوم از كلبى است ، يعنى : سزاوارتر به شما ، و همين معنى با قول زجّاج و فرّاء و ابو عبيده موافق است . بدان كه آنچه را اينان گفته‌اند ، معناى كلمه است ، نه تفسير لفظ ، زيرا اگر مولى و أولى در لغت يكى بودند ، استعمال هريك از آنها به جاى ديگرى صحيح مىبود ، آن وقت لازم بود كه گفته شود : هذا مولى من فلان ، همان‌طور كه گفته مىشود : هذا أولى من فلان ، و چون اين درست نيست ، خواهيم دانست كه آنچه در اين باره گفته‌اند ، معنى است نه تفسير ، و اينكه ما به اين نكتهء دقيق آگاهى داديم ، براى اين است كه شريف مرتضى هنگامى كه در امامت على ، به حديث نبوى من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه تمسك جسته ، گفته كه يكى از معانى « مولى » ، « أولى » است و براى اثبات اين امر ، به اقوال پيشوايان لغت در تفسير اين آيه استدلال كرده به اينكه معناى مولى ، اولى مىباشد و چون ثابت شد كه لفظ مزبور از نظر لغوى بر معنى « اولى » اشتمال دارد ، ناچار در اين مورد بايد حمل به همين معنى شود ، زيرا معانى ديگر مولى يا ثبوت آن در مورد

--> ( 1 ) . غريب القرآن 154 . ( 2 ) . حديد 57 / 15 .